تبليغاتX
نت های بی صدا





درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

مرد گم شده تنهایی :

همدردان

نوس راوه کان :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
مرداب هوس

همچون بارانی بر روی زمین می غلتم

ولی کنون که به مرداب رسیده ام

دگر

راه فرار نیست

این معنای زندگیست که به ما مفهومشو می رسونه

دیگر به پایان رسید تمام نتها،دگر نتی نماند که سروده نشده باشد

دیگر زمان ایستادن است تاکی فرار از حقیقت

مرگ و ناامیدی همچون دوستی وفادار یارمان هتند

دیگر تنهایی ازان ماست تنهایی

تنهایی که همچون طرزه های ترسناک که

مارا از وجودش بی امان گذاشته است

دیگر تنهایست یارما دیگر هر چه داری به پیش خود ببر چون حقیقت اینست

 

                                  تــــــــــــنـــــــــــهــــــــــا یــــــــــــــی

 

 

آخ...





نوسه ر: هیمن کات: یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 در ساعت: 22:49
|+|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
SMSاس م اس های عاشقانه و زیبا

                        SMSاس م اس

 

1-بهترین مترجم کسی است که سکوت را ترجمه کند.

2-کار عشق گشون زخمهای کهنه نیست بلکه درمان آنست.

3-سقوط زیباست اگر مقصد قلب تو باشد.

4-روی گل زرشکی با یه مداد مشکی هزار دفعه نوشتم تو انتهای عشقی.

5-اگه قصر شاهی تو واسه من جایی نداره کلبه خاکی من قابل تورو نداره.

6-دوستت دارم حتی،اگر قرار باشد شبی بی چراغ در حسرت یافتنت تمام کوچه ها را زیر باران طی کنم.

7-در دادگاه عشق قسمم قلبم بود و وکیلم دلمو بود و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان.قاضی نامم را بلند خواند  و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شدم به تهنای و مرگ، کنارچوبه دار از من خواستند تا اخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم به تو بگویند دوستت دارم.

8-عشق آلوچه نیست که نمک بزنی،دختر همسایه نیست که چشمک بزنی،غذا نیست که ناخنک بزنی،رفیق نیست که کلک بزنی،مقدسه باید زانو بزنی؟

9-همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست،خیلی ها می روند تا ثابت کنند  عاشقند.

10-زبس روز و شب با غمت زیستم ،غمت می شناسد که کیستم،مستی را بهانه کردم و گریستمروزی به سراغم می آیی که نیستم تقدیم به کسی که می دونست دوسش دارم اما تنهامگذاشت و رفت.

 

در صورتی که از اس م اس ها خوشتون اومد در خواست کنید اس م اس های جدید تری به ادرستون ارسال می کنیم

<<<<<<<<<لطفا" بدون نظر دادن خارج نشوید>>>>>>>>>>

 

 





نوسه ر: هیمن کات: سه شنبه هفتم مهر 1388 در ساعت: 12:40
|+|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
داستان سکس

                                                 داستان سکس

 

چرا اکسریت جوانان دنبال سکس اند؟

چرا پسرها از دوست دخترشون سکس می خوان؟

چرا سکس را با عشق قاطی می کنیم؟

 

1-در تمدن مرد سالاری  و در زمان جوانی جوانان همیشه بیشتر از هر چیزی دنبال سکس می گردن چون

فکر می کنن بهش نیازی جدی دارن ولی گمان از اینکه این گونه نیست بلکه حال و حوسی بیش نیست  جوانان

به این خاطر در رابطه ها طرف سکس را می گیرند چون نیاز به تخلیه شدن بار دارند (بار:همان احساسی که

خالی نکردنش درد است) و...

 

2-معمولا" در رابطه ی بین پسر و دختر همیشه این پسر هان که دست پیش می گیرند و از دخترها طلب سکس می کنند و در فکر و گمان خود این معنای عشق و محبت بین خود و دوست دخترش است  ولی این

صحیح نبودی و نیز یک حوس بیش نیست

 

3-ما جوانان وقتی با دختری خلوط می کنیم  احساس می کنیم اگه لمسش کنیم این عشق محصوب میشه

ولی چنین نبوده بلکه ما فقط خود را در نظر گرفته وبی توجه به اینکه آبروی دختر و نجاوتش و با دروغ

و با عمل خود لکه دار می کنیم  ودر این عمل و رابطه این دختر هان کهد همیشه ضرر کردن

 

 

     جوانان لطفا" مواظب رفتار خود باشید   (دختر-پسرها)

 





نوسه ر: هیمن کات: چهارشنبه یکم مهر 1388 در ساعت: 21:3
|+|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نت های بی صدا(متونی از دست نوشته های خودم)

در نهایت سادگی پست

 

زندگی ساده است و در نهایت سادگی پست است بی ارزش و بی اعتماد

هر که می دانست من بودم یک زمانی زنده پسر زندگی سراغ من راهم گرفته پس کو کجا هستند آشنا ها که سر مزارم بیایند و بگویند بعد از تو نیز مرگ و زندگی هنوز ادامه......دارد.

می خوام بدانم انسان دست تخسیر را تا کجا پیش می برد.

آیا زندگی لایق همه سادگیهای انسان بدبخت است؟

آیا انان احساس سر خستگی نمی کند؟

آیا استراحت جواب تمام خستگی ها و

تعقرها و انزجارهای آدم است از طول زندگی؟

                            ***

یک بی اعتبار تا همیشه

 

به یک حدیث حسودی نمی کنم

                                      به یک قافیه نمی چسبم

                                      به یک ردیف سر بزرگی خم نمی کنم

به هیچ انانی اعتماد نخواهم داشت

                                          به هیچ زندگی اعتبار نمی کنم

تو باور کن که تو نیز قدرت تکلم را از دست داده ای

آیا غیر از این است که هر کس در این مملکت زندگی می کند

            بد بخت روزگار است

                                     کاش می شد بفهمی من برای تو کی هستم.

 

یک بی اعتبار تا همیشه زنده بودن در پس غوغای کردار بدو گناه!!!

                                        ***

گر برگردی با مرگ من برگرد

 

اگر همزمان همه حرفهای دیروزم شما ها بودید

شما ها که آمدید در عمق زندگی من لانه کردید و بعد خودتان

طوفان همین لانه ها شدید  خراب کردید  ویران کردید و رفتید

حالا پی کدام ک از حرفهای شما را تکرار کنم که بتواند سر زخمهای

کاری شما را بر بدنم باز کند  هرچه فکر می کنم  اندیشه ام در گریه گیر می کنه

سکوتم فراتر و فراتر می رود  آیا جراتی هست در این

تن که بتوان این روئیاهای پوچ را شکوفه های فلز را کبوترهای درد را باز گردانه

 

                        تنها حرفم این است برگرد

                        اگر هم بر گردی با مرگ من برگرد

                                          دیر شده

                                         ***

ویرانه های محبت

 

چراغ سکوتم  قله فلج شده  دستتقدیر و سر نوشتم

اگر رازی د کنج ویرانه های محبت است بیاید آنرا فاش کنیم

بجزء نداامت نیست  مادام آن برگ زرد اندیشه خام قلب من بود

         

                            چرا؟چرا؟

فقط به خاطر اینکه سنگ ها ساغر وجودم را شکستند

فردا فرتی نیست امروز دارم به مرگ فردا فکر می کنم.

 

              امرو دارم از خود بیزاری را پنهان می کنم

              مبادا نفهمید من با خودم چه کرده ام

                                       ***

آنکه حدیث گوید

 

فقط آنکه حدیث می گوید پیش مردم خوب است

آنکه بد است و بدی را می فهماند چی؟

آنکه مثل من آهنگ درد و غم را فراموش می کند

 ولی هر لحظه آنرا زنده می کند.

تا آن روزی که می میرد همیشه فراموش شده است.

به کسی می اندیشم به آنکه هر گز مرا نمی اندیشید

به آنکه قلبا" دوستش داشتم و اکنون در بستری دگر

با کسی دگر می خـــــــوابــد

یا همیشه قسم می خوردی که بجزء من همدم کسی دگر

نخواهد شد ولی شد هنوز شعرهای پر از دروغش در گوشم نجوا می کند

 

اما چه باید گفت:

                              که آهای از خدا بی خبر من مرتکب

                              گناه را تو آلوده گــری

                                       ***

 





نوسه ر: هیمن کات: پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 در ساعت: 12:31
|+|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
من و تو با هم ما می شویم

روزي ما دوباره كبوترهايِ مان را پيدا خواهيم كرد

و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت.

***

روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطرِ آخرين حرف دنبالِ سخن  نگردي.

روزي كه آهنگِ هر حرف، زنده گي ست

تا من به خاطرِ آخرين شعر رنجِ جُست و جويِ قافيه نبرم.

روزي كه هر لب ترانه يي ست

تا كم ترين سرود، بوسه باشد.

روزي كه تو بيايي، برايِ هميشه بيايي

 و مهرباني با زيبايي يكسان شود.

روزي كه ما دوباره براي كبوترهايٍ مان دانه بريزيم...

***

 

 





نوسه ر: هیمن کات: دوشنبه شانزدهم مهر 1386 در ساعت: 22:4
|+|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
واژه ی عشق از دیدگاه جوانان
سلام دوستان

من می خوام واژه ی عشق رو از دیدگاه دختر خانم ها بدونم

اگه پسرهای اهل عشق های واقعی هم خواستن می تونن برام صرفشکنن

منتظرم با تشکر دوستان با وفا






نوسه ر: هیمن کات: دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 در ساعت: 18:11
|+|
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir